تبلیغات
خاطرات شهرزاد - نمایشگاه

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام دیروز رفتیم نمایشگاه دیجیتال پارسال تو برج میلاد بود امسال تو مصلا خلاصه شلوغ شلوغ !! دفعه پیش روز آخر بود !! دیگه دیگه بازی برا دخترا یکی بیشتر نبود که اونم چه خونه وارد شدم چه نمایشگاه نتونستم بازی کنم!!

رفتم بخش های دیگه هر دور به پسرایخوره بر می خوردم آخر سر سر بازی گرشاسب هر چقدر واتیسادم بازی کنم پسره پرو مثل خوره بازی می کرد!! خلاصه حسابی جی جی شدم!! (عصبانی شدم!!) به مسئولش گفتم: آقا یعنی چی این بازی زمان بندی نداره کلی مدته ایشون دارن بازی می کنن!! بنده خدا یه جون افتاده حالی هم بود گفت: شما می خواستین بازی کنین بیاین!! اینقدر اعصابم خورد بود که رامو کشیدم رفتم هر چقدر هم آقائه گفت بیاین خانم رفتم!!

آخه خیلی حرص خوردم!! دیگه با این اعصابم هم نمی تونسم بازی کنم که!! بعد هم رفتیم این بار به خوب دفعه ی پیش نبود پارسال بهتر بود!





نوشته شده در تاریخ شنبه 10 تیر 1391 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.