تبلیغات
خاطرات شهرزاد - سلام

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

خوبین نماز روزه هاتون قبول باشه !! شب احیا نزدیکه و من از ذوق و شوق دارم میمیرم !!

راستی بگم من یه کار خیلی مهم دارم که نمی تونم زود به زود آپ کنم !! از همه تون معذرت می خوام !

شهریور رو که دیگه نگین تا 21 کیپ کیپ برنامه دارم نمی رسم آپ باشم نظراتتون رو خواهر خوبم می خوانه !!

حسابی دعام کنید یه غول بزرگ جلوی آینده مه که فقط با تلاش بر داشته میشه!! برام خیلی هم مهمه!!

شب احیا و وقت بخشیده شدن و دعا پس ای آسمانی ها حسابی التماس دعا!!

راستش این چند سال هر جا میرم بهم می گن دعوت شدید اومدید اینجا!! جنوب میرم اینو میشنوم و گاهی اوقات این مراسم ها اگه رفتین یادتون باشه که خدا حسابی هواتون رو داشته که رفتین!!

بچه ها این سال با بقیه سالها یه فرق اساسی داره!! هفت سال بود که با مسجد یه محله خو گرفته بودم و شب های احیا و بعضی از شب های محرم اونجا بودم و این اولین سالیه که یه جای دیگه سر می کنم از وقتی مکلف شدم مسجدم این بود و بس!!

البته بگم عوض شدن مسجد یه خوبیی هم داشت ها وقتی کسی نمی شناسدت بهتر می تونی عزاداری کنی و اشک بریزی!! اونجا که بودم مثلا همین سال پیش یه جایی قرار بود درس بدم اونها بودن یک آشنا دختر های محل بود که از اول شب احیا تا آخرش ذل زده بود به بنده !! اون شب نفهمیدم چه جور عزاداری کردم!!





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.