تبلیغات
خاطرات شهرزاد - بعد مدتها!!

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

بالاخره اومدم شرمنده!!

واااااااااااااااای دارم دیونه میشه ام آدم بره زیر تریلی 18 چرخ اینجوری کنف نشه!!(شوخی کردم ها!!)

تولدمن و یکی دیگه که براش برنامه ها داشتم افتاد تو محرم صفر واسه من خوبه تو صفره ولی فکر کنم واسه اون یکی تو محرمه!

چقدر مسخره ام نه امام حسین ع و یاراشون شهبد شدن نگارانی ام تولده!!

راستش اومدم بگم دلم برا مراسم محلمون تنگ شده تازه چهار سال بود که عادت کرده بودیم اونجا همه رو می شناختم!

ولی حالا چی فکر کنم سه سال دیگه زمان ببره!!

من جایی که زندگی می کنم رو خیلی دوست دارم ولی عاشق محرم های مسجد محلمون بودم!!

راستی درمورد درس دیگه اون استرس رو ندارم چون دارم یه کاری می کنم !! خدا این گزینه دو را خیر بده !! برنامه هفتگی گذاشته من دو روز در هفته کتمل مال اونه بقیه روزا مثل پارساله!!

البته بگم ها فشار درسی رو م بیشتره چون تو امتحانامون هم تستی داریم هم تشریح دو روش مخالف!! یا کاملا متمایز!!

آخیش چقدر دلم تنگیده بود ها!!

راستی تا پایان کنکور اولین وبم آپ نمیشه !!

راستش اون وب رو هم خیلی دوس دارم و کاملا برنامه داره ولی چون برنامه اش هفتگیه نمی تونم!! و نمیی رسم برنامه وبای دیگه ام بهم ریخته اس ولی اون وب هر هفته چهار  تا پست جدید داره!! تازه پیوند پاکان هم هست که هنوز ر اه اندازی نشده پیشنهار کیمیا جونم بود!!

وب حجاب من و خواهریام هم هنوز آپ میشه و نسبتا فعاله!!

خب تسلیت !! راستش امسال به یه چیز عاشورا رو درک کردم جیگرم آتیش گرفت سالای پیش شنیده بودم ولی فکرش رو نمی کردم درس باشه!!

می دونستید حجاب از سر زنان بنی هاشم بخصوص بانو زینب کبری کشیدند !!

خیلی دردناک بود من گناه کار نمی تونم تصور کنم که بی حجاب جلوی نامحرمی باشم اونوقت...

خدا یزید رو لعنت کنه!!





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 آذر 1391 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.