تبلیغات
خاطرات شهرزاد - ...!

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

مــســت بگو راســت بگو
تا شب یلداست بگو
تا نفسی هست بگو
هرچی دلت خواست بگو

خسته و بی‌تاب شدم
محو شدم خواب شدم
خـــســتــه از این پنجــره‌ها
منتظرت قاب شدم

گریه بر این حال کشید
اشک بر این فال کشید
بر تــن بی‌دست خـــدا
نقش دوتا بــال کشـیـد

خار شدم پست شدم
با همه یکدســـت شدم
تشنهٔ بی‌آب شدی
نیست از این هسـت شدم


مــســت بگو راســت بگو
تا شب یلداست بگو
تا نفسم هست بگو
هرچی دلت خواست بگو

خسته و بی‌تاب شدم
محو شدم خواب شدم
خـــســتــه از این پنجــره‌ها
منتظرت قاب شدم...





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1392 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.