تبلیغات
خاطرات شهرزاد - این مدت چی شد!

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام تو این مدت خیلی درگیر بودم....

درسا سنگین بود الکی نیست می گن مهندسی اله بله !

مبانی کامپیوتر این هفته مثلا نیم ترم داریم!

آزمایشگاه ترم شکر خدا اون خوبه باز !10 تا سوال داده باید روش فکر کنیم! البته مزه اش کم شده ها ولی بچه ها اصلا نمی تونن برنامه بنویسن!

ولی من این کشف رابطه ام بدرد برنامه نویسی می خوره انگار یک هدفمندی خاصی پبدا کرده!

ولی از استرس دارم میمیرم ! الان هم برای کاری اومدم گفتم یه پستم برای شما بذارم!

تو این مدت طراحی هم کم شده!

برنامه ریزی کرده بودم تا 26 تموم میکردم کل درسا رو که استاد ادبیاتمون بی خبر لطف کردن و یه هفته مونده خبر امتحان نیم ترم رو دادن و برنامه های مارا خراب فرمودند! البته .... واییییییی دعام کنید! خیـــــلی تازه دیشب تونستم یه برنامه جدید بریزم ولی روزی 7 ساعت وقتم را می خورد!

نمی دونم کی تعطیل میشم خدا کنه زودتر تعطیل بشیم که کار را دو برابر کنم !

کلا هم شکر خدا اعتماد به نفسم خیلی بهتر شده و در وضعیت نسبتا خوبی قرار دارد!

می دونید یک نیمچه بحثم هم شد که رفع شد ! بعد یکی از آقایون مثبتمون گفتن لیاقت ندارن ولشون کنید!

راست هم می گفت ! کلا بی خیال ولی نتیجه اش این بود که فهمیدم ! یک خصوصیت بدم را تونستم حذف کنم!!

خب سرتون را درد نیارم اگر وقتی موند حتما اندر احوالاتم یه چند تا مطلب جالب میارم!

دوستم هم اس داده من اعتبار ندارم ! جیـــــــــــــــــــــغ!

 

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آذر 1392 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.