تبلیغات
خاطرات شهرزاد - واییییییییییییییی!

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

اول اربعین را به همه تسلیت می گویم امیدوارم یه همچین ایامی کربلا باشید ! و ما رو هم حسابی دعا کنید!

دوم من یک خبر خوب دارم که البته بعدا مفصل راجع بهش صحبت می کنیم!(اربعینه خب!)

سوم من کلی امتحان دارم شنبه و یکشنبه این هفته عمومیام هست (زبان و ادبیات)! دعام کنید حسابی!

چهارم توفلدم هم کلی بکادو گرفتم یکی از باحال تریناش یک کلیبس مو داره با مو های فرفری رنگش با موهام مو نمی زنه وقتی سرم می کنم حس پرنسس شدن بهم دست میده!(بعلت پاره ای از مسائل از  شفاف سازی معذوریم !)

پنج استرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس دارم! خیلیـــــــــــــــــــــــ ! جیغ!

شش پر طلا سبزه بلا خیلی ناز شدن ما شاء الله!

هفت هفت هیچ دیگر ...... هفت من خیلی بدم دعام کنید ادم شم!

هشت ... فکر کنم از شش به بعد دارم شر و ور می بافم! از پنج شایدم!

نه بدتر اینه که کل انرزیم بار مثلا نیم ترما تخلیه شده حال ندارم درس بخونم حالا این با هیثیتی بودن نمراتم در تضاده دوست ندارم شرمنده بابا مامانم که همیشه بهشون افتخار می کنم باشم آخه می خوام تلافی کنم دععا کنید خدا این توان را به من بده که باعث افتخارشون بشم!

خب همین دیگر!





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.