تبلیغات
خاطرات شهرزاد - این مدت چه خبر!

خاطرات شهرزاد
 
همیشه یکی هست که مواظبته.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

راستش اخیرا خیلی سرم شلوغه ولی خب گلچینی از خاطراتم را براتون میذارم!

اولش از دیروز شروع می کنم یکی هست که هی سنگ جلوی پام میذاره هی من تلاش می کنم هی این تلاشم را نادیده می گیره اعصابم خورد شده بود جلوی استادم اشکم در اومد خیلی برام سخته از این متنفرم که کسی اشکم را ببینه آره دیروز روز خیلی بدی بود هر چند استادم سعی کرد بهم اعتماد به نفس بده و حال یه بچه پرو رو گرفت ولی سر یه اشتباه کوچولو خیلی کوچولو زحمتم نادیده گرفته شد! دعام کنید لطفا!

دومیش یکمی بهتر تره یک پروژه برنامه نویسی داریم من براش خیلی ذوق و شوق و البته استرس دارم! ولی امیدوارم بهترین برنامه کلاس را بنویسم!

راستی دخترا اینکه می گن برنامه نویسی پسرا بهتره همش کشکه برنامه های من ترم پیش بین بچه ها مرجع امتحانی بود! اصلا این خبرا نیست! دختر پسر نداره اصل تلاشه!

من عاشق رشته ام هستم و کارایی رو که آعاز می کنم با عشق شروع می کنم و اعتقاد دارم برای ادمی نشد نداره هر کاری با تلاش میشه بالاخره یه روز شاخ این غوله رو هم می شکونم !

یک سوتیم هم نوشتم ولی خب پاکش کردم نگمش بهتر تره!

خب طراجی کردم این هفته واقعا تو این مدت طراحی خونم کم شده بود!

درسا خیلی سخت شده همه چهار شاخند ترم دوم و اینهمه درس سخت ! چارت تازه عوض شده  انگاری ! مای بدبختم شدیم فعلا موش ازمایشگاهی مسئولان محترم!

من مجبورم خونه چند برابر وقت بذارم تا درس را متوجه بشم ولی جای شکرش باقیه هیجکس باورش نمیشه که من ترم دومیم و نه ریاضی مهندسی پاس کردم نه قبلا اینا رو خوندم چون با خیلیا که بزرگترن دارم برابری می کنم خدا را شکر !

فیزیک هم یک استاد بسیار دانا ولی یکمی خشن داریم کلا اعصاب مصاب نداره ولی خیلی میدونن بعدش ایشون باورتون نمیشه من هر دو کلاس فیزیکشون را میام تو هر کلاس یه جور توضیح می دن برای همین جزوه من دوبرابر جزوه های دیگه شده! الانم از بقیه  یه جلسه جلو ترم اصلا یه چیزی است این استاد گرامی!

راستی جاتون خالی یک سرمایی خوردما که حد نداره صدام شده شبیه قورباغه ! خدا رو شکر که تعطیل شدیم وگرنه هیچی دیگه!

خب این بود  خاطرات این مدت ما!

الان حالم بهتره ولی نمی دونید من چند هفته است دارم خواب می بینم این مشکله حل شده! اصلا یه وضعی!





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اسفند 1392 توسط شهرزاد آزاد

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای خاطرات شهرزاد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.